تبليغاتX
گر نگاهی به ما کند زهرا.دردها را دوا کند زهرا سائلین الزهراسلام الله علیها
فاطمه را فاطمه نامیدم از آن جهت که خداوند او و هر آن کس که او را دوست بدارد از آتش حفظ میکند
 حسین(ع) هنوز هم مظلوم است

 

حسین (ع) هنوز هم مظلوم است

  

حسین(ع) هنوز مظلوم است، چون وقتی محرم می آید قدرت سامورایی ! شب ها در حسینیه لخت می شود و میانداری می کند وروزها مردم را لخت می کند وزورگیری..! وقتی محرم می آید...فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می کند وآخرین ورژن ! پوسترهای علی اکبر وحضرت عباس (ع) را در بساطش پهن...! وقتی محرم می آید ... ستار صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر یک  ماه تکیه راه می اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می مالد و یازده ماه هم سرشان شیره! وقتی محرم می آید...آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می کند و تا آخر سال هم مشتری هایش! وقتی محرم می آید...قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می زند و علم می کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی افتد! وقتی محرم می آید... سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستجات عزاداری اسفند دود می کند!

وقتی محرم می آید... نیما پشت ماکسیمایش می نویسد " من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی ! سگ یازده ماهه اش دور نمی شود! وقتی محرم می آید... حاج مجید مداح معروف شهربابت هفت ساعت مداحی حقوق پنجاه روز یک کارگر را میگیرد! وقتی محرم می آید... جباری رئیس شرکت لبنیات شیر تو شیر! سی شب شیر صلواتی به خلق خدا می دهد و 335 روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می دوشد! وقتی محرم می آید... به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم مولا بر مصیبت ما می گرید...وقتی محرم می آید ...حاج آقا زینتی نه شب مردم را به تقوی دعوت می کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبربا هیئت امنا دعوی می کند! وقتی محرم می آید... هیئت امنای مسجد...علیه السلام ، درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می کنند و بعد ازآن با انرژی و فلوت ! سینه می زنند و گریه می کنند ! وقتی محرم می آید ...  کل یوم عاشورا یعنی ... 10 روز و شب غم ،گریه ...کل ارض کربلا یعنی ...چند مسجد و تکیه!

 

حسین(ع) هنوز هم مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب میکند او هم می رود تا سال بعد ! تا یاد بعد!

 

|+| نوشته شده توسط محسن  |
 ثواب گریه به امام حسین(ع)

 

   ثواب گریه به امام حسین(ع)

گریستن و گریانیدن و سعی نمودن در مصائب اهل بیت رسالت(ع) خصوصا سرخ روی آل عبا فخر رسالت و افتخار زینت و شهادت چنانکه حضرت صادق (ع) فرمود: به مسمع که گریه می کرد بر امام حسین(ع) که زود باشد که ببینی وقت مرگ که پدران من حاضر شوند نزد تو و سفارش کنند ملک الموت را برای تو بشارت دهند تو را که دیده تو روشن شود و شاد گردی و باشد ملک الموت بر تو مهربانتر از مادر و مشفق. پس حضرت گریست و من گریستم بعد از آن فرمود: که هر که گریان شود برای ترحم بر ما البته حقتعالی رحمت خود را شامل حال او گرداند پیش از آنکه اشک از دیده او بیرون آید و چون آب دیده بر روی او جاری گردد اگر قطره از اشک او در جهنم ریزد حرارت آن را فرو می نشاند و هر که دلش برای ما بدرد آید در وقت مردن چون ما را ببیند شاد شود و آن شادی از دلش برطرف نشود تا در حوض کوثر بر ما وارد شود و کوثر این قدر از لذت های طعام ها به کام دوستان ما می رساند که نمی خواهند از آنجا برگردند و جمیع بوهای خوش را به مشام او می رسانند او می گوید که من راضیم که در اینجا بگذراند و نعمت دیگر نمیطلبم و هرکس که محبتی بر ما دارد لذت آن را از آن آب بیابد و به روایتی قطرات آن اشک را ضبط و در سلک اعمال او کنند و قیمت آنها در روز جزا ظاهر خواهد شد و به ابن بکیر فرمود که حضرت امام حسین نظر می کند به سوی زیارت کنندگان خود و ایشان را بهتر می شناسد از کسیکه فرزند خود را شناسد و به سوی گریه کنندگان نگران است و طلب آمرزش کند برای ایشان و از پدران خود نیز سوال می کند که برای او استعانت کنند و گوید:ای گریه کنندگان بر من اگر بدانی که آنچه حق تعالی برای تو مهیا کرده از ثواب ها البته شادی تو زیاده بر اندوه تو خواهد بود و از خدا سوال می کنند که هر گناهی که او کرده باشد بیامرزد و فرمود که اگر گریه کنی بر حسین(ع) تا اشک تو جاری شود خدا جمیع گناهان تو را بیامرزد از صغیره و کبیره کم یا بسیار اگر خواهی ما را ملاقات کنی پاک پس زیارت کن حسین(ع) را و اگر خواهی در غرفات بهشت با ما باشی پس لعن کن بر قاتلان امام حسین(ع) و اگر خواهی مثل شهدای کربلا ثواب داشته باشی هرگاه مصیبت آن حضرت را یاد کنی بگو: یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزاً عظیماً و ثواب هدیه به ارواح مطهر ایشان ثواب عظیم است... 

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن  |
 ملائکه در حضور حضرت زهرا (س)

 

جبرئيل در حضور حضرت زهرا(س)

حضرت فاطمه عليهاالسلام كه برترين زن جهان خلقت از اولين و آخرين است، بارها با ملائك و از جمله پيك وحى سخن گفت و با وى انس گرفت. حضرت امام صادق عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايند:
ان فاطمه مكثت بعد رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله خمسه و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد على ابيها و كان ياتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذلك. حضرت فاطمه عليهاالسلام پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز زندگى نمودند و در طول اين ايام فوق‏العاده در حزن و اندوه بسر مى‏بردند و جبرئيل به حضور وى رسيده و آن حضرت را در عزاى پدرش تسلى مى‏داد و با وى شريك غم مى‏گشت و از وضع رسول خدا و جايگاه عظيم او در پيش خدا سخن مى‏گفت و همچنين از سرنوشت تك تك فرزندانش بعد از شهادت فاطمه عليهاالسلام او را در جريان مى‏گذاشت و على عليه‏السلام نيز همه‏ى اينها را مى‏نوشت.
از عبارت «كان» در اين حديث استفاده مى‏شود كه رفت و آمد جبرئيل به حضور فاطمه و سخن گفتنش با وى محدود نبود، بلكه اين ارتباطها ادامه داشت و جبرئيل با فاطمه عليهاالسلام انس گرفته بود.
و در حديث ديگر داريم كه هنگام وفات فاطمه و قبض روح ملك‏الموت از آن حضرت، جناب جبرئيل در حضور زهرا بود و حضرت زهرا خطاب به هر دو آنان فرمود: سلام بر جبرئيل، سلام بر ملك الموت. (حتى حضور ساير ملائكه نيز در كنار فاطمه عليهاالسلام محسوس بود.) 

جبرئيل حامل سلام خدا به فاطمه(س)

عن ابى‏جعفر عليه‏السلام: لما اراد اللَّه تعالى ان ينزل عليها «مصحف» امر جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ان يحملوه فينزل به عليها و ذلك فى ليله الجمعه من الثلث الثانى من اليل فهبطوا به و هى قائمه تصلى و سلموا عليها و قالوا: السلام يقرئك السلام و وضعوا المصحف فى حجرها. فقالت: للَّه السلام و منه السلام و اليه السلام و عليكم يا رسل اللَّه السلام.

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند: چون خداوند اراده كرد كه مصحف فاطمه را به آن حضرت بفرستد، به جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل دستور داد آن را به فاطمه عليهاالسلام برسانند و اين قضيه در نيمه‏ى شب جمعه اتفاق افتاد، آنان در حالى فرود آمدند كه آن بانو مشغول عبادت الهى بود. پس از عرض سلام به او گفتند: (خدا) بر تو سلام مى‏فرستد، آنگاه مصحف را به وى تحويل دادند.
فاطمه عليهاالسلام پس از تحويل مصحف گفت: بر خدا باد سلام و از او سلام و براى او سلام و براى شما سفيران پروردگارم سلام.
قابل توجه است جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل، كه هر سه از بزرگان ملائكه به حساب مى‏آيند، حامل سلام خدا به فاطمه عليهاالسلام بوده‏اند و مصحف فاطمه را به صاحب اصلى مى‏رسانند و با وى به گفتگو مى‏پردازند.
حضرت امام صادق در مورد نزول ملائكه به حضور فاطمه عليهاالسلام و سخن گفتنشان با آن حضرت مى‏فرمايند:
انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران... فتحدثهم و يحدثونها... 
فاطمه عليهاالسلام را از اين جهت محدثه خواندند كه ملائكه به حضورش شتافته و با وى مصاحبه مى‏كردند و سخن مى‏گفتند، همان طورى كه با مريم دختر عمران چنين بودند.

صفوف ملائكه در حضور فاطمه زهرا (س)

ديدار ملائكه با فاطمه عليهاالسلام در اين چند جايى كه ذكر شد محدود نبوده، بلكه خداوند آنها را براى خدمت به فاطمه عليهاالسلام مأمور و موظف ساخته بود و پيوسته در رفت و آمد به خانه و حضور زهرا بودند.
ملائكه گاهى حسنين را مراقبت و مواظبت مى‏كردند و گاهى براى آنان و خود فاطمه عليهاالسلام لباسهاى بهشتى مى‏آوردند و حتى در دستاس و آرد كردن جو و گندم ياور فاطمه عليهاالسلام بودند، و براى هرگونه خدمتگزارى صف كشيده و از هم سبقت مى‏گرفتند...
اگر كسى مختصر اطلاعاتى در مورد سيره‏ى آن حضرت داشته باشد، به يقين مى‏داند كه فاطمه عليهاالسلام كسى است كه پيوسته مشغول الطاف الهى بوده و فرشتگان آسمانى در ايام مختلف به خدمت او مى‏پرداختند...
روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به معرفى دخترش فاطمه عليهاالسلام پرداخت و او را برترين زن جهان از اولين و آخرين خواند، آنگاه اضافه كرد:
انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكة المقربين.
او هنگامى كه در محراب عبادت مى‏ايستد، هفتاد هزار نفر از ملائكه براى او سلام و درود مى‏فرستند...


|+| نوشته شده توسط محسن  |
 چهل حدیث امام مهدی(عج)

  قال الامام المهدی(عج ) 

توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش:ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام):هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك می سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.
تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام):از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

تحقّق حتمى حق:خداوند مقدّر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

خلقت هدفدار و هدايت پايدار:خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانی اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمی دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

ظهور حق:هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

تفتيش ناروا:حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

ظهور حق به اذن حق:ظهوری نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

مدّعيان دروغگو:آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

دنيا در سراشيبى زوال:دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت میكنم.

ذخيره بزرگ:من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

حجّت خدا:ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد، هر آينه تمام شك ها را از بين می برديم.

عطسه، نشانه سلامت:نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا سه روز است.

نماز، طردكننده شيطان:هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

اذن مالك:تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

 استعاذه به خدا:پناه به خدا میبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و

از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

اسوه هاى حقيقت:حقّ با ما و در ميان ماست،كسى جز ما چنين نگويد،مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

ظهور فرج به اذن خدا:امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

شناخت خدا:همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار:خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمیشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.

دانش حقيقى:دانش، دانش ماست، از كفر كافر، گزندى بر شما نيست.

اتّفاق و وفاى به عهد:اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پيمان را محترم میشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمیافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل میشدند.

پيروان نادان:حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

بيزارى از غاليان:من از افرادى كه میگويند: ما اهل بيت [مستقلااز پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب میدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى میجويم.

سجده شكر:سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

فضيلت تعقيبات نماز:فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

سجده، مخصوص خداست:سجده بر قبر جايز نيست.

راه اندازى كار مردم:خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

امنيّت بخش زمين:وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان اند.

رجوع به راويان حديث:در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
مطاع، نه مطيع كسى:هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

 آفتاب پشت ابر:كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

سبقت اراده خدا بر همه چيز:راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام):اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد».

آگاهى هاى امام(عليه السلام):علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند.

دعاى فراوان:براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست.

 سؤال نامطلوب:درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

آخرين اوصيا:من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف می گرداند.
حجّت خدا در زمين:زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

علمدار هدايت در هر زمان:هرگاه علم و نشانه اى پنهان شود، علم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد

|+| نوشته شده توسط محسن  |
 کلام رمضان

 كلام رمضان

رمضان، دعوت است و تو مهمان.رمضان دعوتى است معنوى و تو ميهمان خدايى.مگر نه اينكه مهمان بايد به دلخواه صاحبخانه رفتار كند؟ مگر نه اينكه هر چه را ميزبان آورد بايد تناول كرد !...تو اينك، در كجاى جهانى؟ و جايگاه تو در پهنه خلقت كجاست؟براى چه آمده اى؟تا كجامی توانى پرواز كنى و با كدام بال و پر و به سوى كدام مقصود و در كدام جهت؟آيا خود را شناخته اى تابدانى كه براى چه كارى؟آيا استعدادهايت را بازشناسى كرده اى كه بدانى تا كجا می توانى پيشبروى؟اساساً مال اين جهانى يا متعلّق به آن جهان؟براى بقايى يا فنا؟براى ماندن يارفتن براى عروج ياسقوط؟ براى صعوديا براى هبوط؟...هيچ انديشيده اى كه در پرواز، چه عاملى نيرويت مى دهد و كدام عامل، بال و پرت را مى شكند؟در حركت، چه انگيزه اى به سوى بهشتت مى برد و كدام نيّت در آتشت  مى افكند؟چه عملى از حركت بازت مى دارد و كدامين عمل شتابانش مى كند؟چه كارى به عفونتِ «خود خواهى» گرفتارت مى كند و چه كارى به طراوت و عطر «خداجويى» و «خدايابى» مى رساندت؟!... ابليس را شناخته اى تا از دشمنى اش در امان باشى؟شيطان را شناخته اى تا از وسوسه هايش مصونيّت يابى؟با«نفس امّاره» وميدان عملش وزمينه تلاش واغوايش آشنا شده اى تا در آن ميدان، از پشت، ضربه نخورى، بلكه بتوانى پشتِ نفس را بر خاك بمالى و به زمين برسانى، با نيروى تقوا و با فنِّ «جهاد اكبر»؟

راه رشد و تزكيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را مى دانى؟«نفسِ» هزار چهره را شناخته اى تا با هر نقابى كه بر نفسانيّت مى زند و پيش مى آيد آنرا بشناسى و از هر جا حمله آورد، به ضدّ حمله بپردازى و هرگاه زهر ريخت، پاد زهر بكار برى؟«رمضان»، براى سلوك اين راه است.براى هجرت درونى است. براى سير در دنياى باطن است.براى مرور بر نفسانيات و اخلاقيّات است.براى آنست كه ارزشهاى متعالى را در عمق وجود خويش جاى دهى و پديد آورى.براى آنست كه «اخلاق»، جزءبافت درونى تو شود، نه حركت خشك بيرونى.اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتى،اگر شوق به خير وتقوا در عشق به الله را در دل مشتعل ساختى.ديگر «حسنات» و «صالحات»، جريان زلالى مى شود كه خودبه خود از آن چشمه مى جوشد و از درون به بيرون سرايت مى كند و از «قلب»، به «اندام» مى رسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير مى گذارد.اگر به ديدار رمضان مى روى، ـ كه لقاءِ خداوند نيز مى باشد ـ بايدچهره جان را هم بيارايى و «جمال باطن» را هم داشته باشى.اخلاق، زيبايى درون است كه به ظاهر،جارى مى شود.تقوا، هدايت باطنى است كه در عمل خارجى، راه مى نمايد.رمضان، فرصت محاسبه است.تو اگر سالك راه هدايتى،تو اگر به «خودسازى» علاقه مندى تو اگر براى رشد و كمال خود، بهايى قائل هستى.فرصت رمضان را مغتنم بشمار.فضايل اخلاقى خود را بازرسى و بازشناسى كن.اگر نيست، پديدآور،اگر هست، تقويت كن.اگر اندك است، افزونش ساز، اگر بسيار است، سپاس خدا بگو.اگر متزلزل است، استوارش كن،اگر گهگاه است، استمرارش بخش.

خلاصه در اين ماه، به «خود» برس.تو، يك «از پيش ساخته تغييرناپذير» نيستى.تو بر جبر، سرشته نشده اى.تو«چگونه بودن» و«چگونه شدن» خويش رامى توانى انتخاب كنى.ترسيم سيماى اخلاق در دست توست.چهره را مى توان با «آرايش» يا آلايش»، زيبا يا زشت كرد.چهره باطن هم توسّط اخلاق، قابل تغيير و زشت و زيبا شدن است.رمضان، فرصت استفاده از «نفحات ربّ» است.جان را در مسير وزش اين نسيم قرار بده، تا طيران معنوى كند.دل را به آواى ملكوتى «سحر»ها و «نجوا»ها و «مناجات»ها و «تلاوت»ها بسپار.رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذاى روح است.رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالى جان است.رمضان، دوره تزكيه و تهذيب و تربيت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن است.ايّام عفاف وكنترل وامساك وتوجّه به خدا و تقرب به پروردگار است.دريغ...كه اين فرصت بگذرد وكارى نكنى كه خداراازخويش راضى كنى.از تو حركت و همّت، از خدا بركت و توفيق... ان شاءالله.

|+| نوشته شده توسط محسن  |
 
 
بالا