تبليغاتX
گر نگاهی به ما کند زهرا.دردها را دوا کند زهرا سائلین الزهراسلام الله علیها
فاطمه را فاطمه نامیدم از آن جهت که خداوند او و هر آن کس که او را دوست بدارد از آتش حفظ میکند
 چهل حدیث امام مهدی(عج)

  قال الامام المهدی(عج ) 

توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش:ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام):هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك می سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.
تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام):از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

تحقّق حتمى حق:خداوند مقدّر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

خلقت هدفدار و هدايت پايدار:خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانی اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمی دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

ظهور حق:هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

تفتيش ناروا:حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

ظهور حق به اذن حق:ظهوری نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

مدّعيان دروغگو:آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده ست; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

دنيا در سراشيبى زوال:دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت میكنم.

ذخيره بزرگ:من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

حجّت خدا:ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد، هر آينه تمام شك ها را از بين می برديم.

عطسه، نشانه سلامت:نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا سه روز است.

نماز، طردكننده شيطان:هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

اذن مالك:تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

 استعاذه به خدا:پناه به خدا میبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و

از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

اسوه هاى حقيقت:حقّ با ما و در ميان ماست،كسى جز ما چنين نگويد،مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

ظهور فرج به اذن خدا:امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

شناخت خدا:همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار:خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمیشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.

دانش حقيقى:دانش، دانش ماست، از كفر كافر، گزندى بر شما نيست.

اتّفاق و وفاى به عهد:اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پيمان را محترم میشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمیافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل میشدند.

پيروان نادان:حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

بيزارى از غاليان:من از افرادى كه میگويند: ما اهل بيت [مستقلااز پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب میدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى میجويم.

سجده شكر:سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

فضيلت تعقيبات نماز:فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

سجده، مخصوص خداست:سجده بر قبر جايز نيست.

راه اندازى كار مردم:خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

امنيّت بخش زمين:وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان اند.

رجوع به راويان حديث:در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
مطاع، نه مطيع كسى:هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

 آفتاب پشت ابر:كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

سبقت اراده خدا بر همه چيز:راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام):اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد».

آگاهى هاى امام(عليه السلام):علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند.

دعاى فراوان:براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست.

 سؤال نامطلوب:درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

آخرين اوصيا:من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف می گرداند.
حجّت خدا در زمين:زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

علمدار هدايت در هر زمان:هرگاه علم و نشانه اى پنهان شود، علم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد

|+| نوشته شده توسط سائل الزهرا (س)  |
 کلام رمضان

 كلام رمضان

رمضان، دعوت است و تو مهمان.رمضان دعوتى است معنوى و تو ميهمان خدايى.مگر نه اينكه مهمان بايد به دلخواه صاحبخانه رفتار كند؟ مگر نه اينكه هر چه را ميزبان آورد بايد تناول كرد !...تو اينك، در كجاى جهانى؟ و جايگاه تو در پهنه خلقت كجاست؟براى چه آمده اى؟تا كجامی توانى پرواز كنى و با كدام بال و پر و به سوى كدام مقصود و در كدام جهت؟آيا خود را شناخته اى تابدانى كه براى چه كارى؟آيا استعدادهايت را بازشناسى كرده اى كه بدانى تا كجا می توانى پيشبروى؟اساساً مال اين جهانى يا متعلّق به آن جهان؟براى بقايى يا فنا؟براى ماندن يارفتن براى عروج ياسقوط؟ براى صعوديا براى هبوط؟...هيچ انديشيده اى كه در پرواز، چه عاملى نيرويت مى دهد و كدام عامل، بال و پرت را مى شكند؟در حركت، چه انگيزه اى به سوى بهشتت مى برد و كدام نيّت در آتشت  مى افكند؟چه عملى از حركت بازت مى دارد و كدامين عمل شتابانش مى كند؟چه كارى به عفونتِ «خود خواهى» گرفتارت مى كند و چه كارى به طراوت و عطر «خداجويى» و «خدايابى» مى رساندت؟!... ابليس را شناخته اى تا از دشمنى اش در امان باشى؟شيطان را شناخته اى تا از وسوسه هايش مصونيّت يابى؟با«نفس امّاره» وميدان عملش وزمينه تلاش واغوايش آشنا شده اى تا در آن ميدان، از پشت، ضربه نخورى، بلكه بتوانى پشتِ نفس را بر خاك بمالى و به زمين برسانى، با نيروى تقوا و با فنِّ «جهاد اكبر»؟

راه رشد و تزكيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را مى دانى؟«نفسِ» هزار چهره را شناخته اى تا با هر نقابى كه بر نفسانيّت مى زند و پيش مى آيد آنرا بشناسى و از هر جا حمله آورد، به ضدّ حمله بپردازى و هرگاه زهر ريخت، پاد زهر بكار برى؟«رمضان»، براى سلوك اين راه است.براى هجرت درونى است. براى سير در دنياى باطن است.براى مرور بر نفسانيات و اخلاقيّات است.براى آنست كه ارزشهاى متعالى را در عمق وجود خويش جاى دهى و پديد آورى.براى آنست كه «اخلاق»، جزءبافت درونى تو شود، نه حركت خشك بيرونى.اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتى،اگر شوق به خير وتقوا در عشق به الله را در دل مشتعل ساختى.ديگر «حسنات» و «صالحات»، جريان زلالى مى شود كه خودبه خود از آن چشمه مى جوشد و از درون به بيرون سرايت مى كند و از «قلب»، به «اندام» مى رسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير مى گذارد.اگر به ديدار رمضان مى روى، ـ كه لقاءِ خداوند نيز مى باشد ـ بايدچهره جان را هم بيارايى و «جمال باطن» را هم داشته باشى.اخلاق، زيبايى درون است كه به ظاهر،جارى مى شود.تقوا، هدايت باطنى است كه در عمل خارجى، راه مى نمايد.رمضان، فرصت محاسبه است.تو اگر سالك راه هدايتى،تو اگر به «خودسازى» علاقه مندى تو اگر براى رشد و كمال خود، بهايى قائل هستى.فرصت رمضان را مغتنم بشمار.فضايل اخلاقى خود را بازرسى و بازشناسى كن.اگر نيست، پديدآور،اگر هست، تقويت كن.اگر اندك است، افزونش ساز، اگر بسيار است، سپاس خدا بگو.اگر متزلزل است، استوارش كن،اگر گهگاه است، استمرارش بخش.

خلاصه در اين ماه، به «خود» برس.تو، يك «از پيش ساخته تغييرناپذير» نيستى.تو بر جبر، سرشته نشده اى.تو«چگونه بودن» و«چگونه شدن» خويش رامى توانى انتخاب كنى.ترسيم سيماى اخلاق در دست توست.چهره را مى توان با «آرايش» يا آلايش»، زيبا يا زشت كرد.چهره باطن هم توسّط اخلاق، قابل تغيير و زشت و زيبا شدن است.رمضان، فرصت استفاده از «نفحات ربّ» است.جان را در مسير وزش اين نسيم قرار بده، تا طيران معنوى كند.دل را به آواى ملكوتى «سحر»ها و «نجوا»ها و «مناجات»ها و «تلاوت»ها بسپار.رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذاى روح است.رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالى جان است.رمضان، دوره تزكيه و تهذيب و تربيت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن است.ايّام عفاف وكنترل وامساك وتوجّه به خدا و تقرب به پروردگار است.دريغ...كه اين فرصت بگذرد وكارى نكنى كه خداراازخويش راضى كنى.از تو حركت و همّت، از خدا بركت و توفيق... ان شاءالله.

|+| نوشته شده توسط سائل الزهرا (س)  |
 
 
بالا