
عصمت حضرت زهرا (س)
شهادت قرآن بر عصمت فاطمه
پروردگار عالم در قرآن مجيد (سورهى احزاب، آيهى سى و سه) مىفرمايند:
انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهلالبيت و يطهركم تطهيرا. خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت دور كند و كاملا شما را پاك گرداند. اين آيه گواهى مىدهد كه اهلبيت معصوم و بىلغزش هستند و هيچ گناهى نمىكنند. («الرجس» در آيه شامل همهى گناهان و لغزشها مىگردد، كه اهلبيت از آنها دورند.)
مراد از اهلبيت كيست؟ جواب و بحث و بررسى آن در فصل اول اين كتاب گذشت و طبق احاديث معتبر اهل سنت و اظهارات و اعترافات همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، ثابت گرديد كه مراد از آن پنج تن آلعبا مىباشند، كه فاطمهى زهرا عليهاالسلام يكى از آنهاست، بنابراين، فاطمه عليهاالسلام طبق گواهى قرآن مجيد معصوم مىباشد.
استدلال اميرالمؤمنين در عصمت حضرت زهرا
چون خليفهى اول پس از رحلت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فدك را غصب كرد و حضرت فاطمهى زهرا با او به محاجه و مناظره پرداخت، اميرالمؤمنين على عليهالسلام نيز پس از سخنرانى و خطبه فاطمه عليهاالسلام در مسجد، به مسجد رفت و از جملهى سخنانش خطاب به ابوبكر فرمود:
يا ابابكر! بگو ببينم قرآن خواندهاى؟
ابوبكر: بلى خواندهام. على عليهالسلام: بگو ببينم آيهى تطهير: «انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا، در حق ما نازل شده، يا در حق ديگران؟ ابوبكر: در حق شما نازل شده.
على عليهالسلام: اگر كسى شهادت دهد كه فاطمه عليهاالسلام كار بدى انجام داده چه مىكنى؟ آيا شهادت او را مىپذيرى يا نه؟ ابوبكر: بلى، مىپذيرم و براى فاطمه عليهاالسلام مانند ديگران حد جارى مىكنم. على عليهالسلام: در اين صورت در پيشگاه خدا كافر مىشوى.
ابوبكر: چرا؟ v على عليهالسلام: زيرا در اين فرض، تو شهادت خدا را كه به پاكى فاطمه عليهاالسلام گواهى داده قبول نكرده و گواهى مردم را گرفتهاى، همان طورى كه شهادت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين مورد ناديده گرفته و فدك را از فاطمه عليهاالسلام به يغما بردهاى؟
ابوبكر! مگر فدك در دست فاطمه عليهاالسلام نبود؟ چرا و چگونه چيزى كه در دست او است، از او بينه و شاهد مىخواهى؟ مردم چون اين مناظره و سخنان على و ابوبكر را مىشنيدند، بر روى يكديگر نگاه كرده و گفتند: «صدق واللَّه على بن ابىطالب؛ سوگند به خدا كه حق با على عليهالسلام است. قابل توجه است، كه اميرالمؤمنين از آيهى تطهير بر عصمت فاطمه عليهاالسلام استدلال نموده و مهاجرين و انصار نيز آن را پذيرفته و مورد تأييد قرار دادهاند.
گواهى ملائكه بر عصمت حضرت فاطمه
از روايات متعددى استفاده مىشود كه جبرئيل و ساير ملائكه آسمانها، بر حضرت فاطمه عليهاالسلام نازل شده و با وى به مكالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در فضائل و مناقب آن بانوى گرامى، مطالبى مىگفتند كه عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت مىشود؛ اينك به دو مورد اشاره مىكنيم:
قال رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «... ابنتى فاطمه، و انها لسيده نسا العالمين فقيل: يا رسولاللَّه! اهى سيده نسا عالمها؟ فقال: ذاك لمريم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمه فهى سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرايها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين و ينادونها بمانادت به الملائكه مريم فيقولون يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين.
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است. از او سئوال شد يا رسولاللَّه! سرور زنان زمان خودش؟ فرمودند: اين امتياز محدود، مربوط به حضرت مريم است، ولى دخترم فاطمه برترين زن عالميان از اولين و آخرين است. او هنگامى كه در محراب عبادتش قرار مىگيرد، هفتاد هزار ملائكه از مقربين درگاه الهى بر او سلام و درود مىفرستند و او را مخاطب قرار مىدهند، با آن جملهاى كه مريم را مخاطب قرار داده بودند، و چنين مىگويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.
و حضرت صادق عليهالسلام مىفرمايند:
انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السما فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران فتقول: يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. فتحدثهم و يحدثونها فقالت ذات ليله: اليست المفضله على نسا العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: ان مريم كانت سيده نسا عالمها و ان اللَّه عزوجل جعلك سيده نسا، عالمك و عالمها و سيده نسا الاولين و الاخرين.
از اين جهت يكى از نامهاى فاطمه «محدثه» بود، كه ملائكه به حضور او مىآمدند و مانند مريم با وى سخن مىگفتند، از جمله روزى به او گفتند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و تو را بر زنان ديگر جهان برترى داده، هم سخنان او را گوش مىدادند و هم به وى سخن مىگفتند.
فاطمه از ملائكه پرسيد: مگر طبق آيهى چهل و دو سورهى آلعمران، مريم برترين زن جهان نيست؟ ملائكه گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود، ولكن تو سرور زنان معاصر و اولين و آخرين و حتى سرور زنان عصر مريمى.
اين دو حديث كه به عنوان نمونه انتخاب گرديد، فاطمه عليهاالسلام را سرور زنان جهان، برگزيدهى خدا، همنشين و همصحبت ملائكه و جبرئيل- كه مقربان درگاه الهى- بودند، ناميده است. در اين صورت مىتوان به عصمت زهرا عليهاالسلام ترديد كرد؟!
گواهى رسول خدا بر عصمت فاطمه
رسول گرامى اسلام در احاديث زيادى كه از طريق سنى و شيعه نقل گرديده، فاطمه را پارهى تن خود معرفى نموده و فرموده است: هركس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و دشمن او دشمن من و خدا است.
و در حديث ديگرى فرموده است: فاطمه پارهى تن من است، هركس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و كسى كه او را به خشم آورد من و خدا را به خشم آورده است.
و بالاخره در گروهى از احاديث، آن هم در منابع معتبر اهل سنت مىخوانيم كه خشم خدا فاطمه و رضايت الهى به رضاى او بستگى دارد.
باز هم دهها حديث- به همين مضمون- در كتب حديث طريقين يافت مىشود و ما نيز در فصل 26 (كيفر ستمگران و دشمنان زهرا عليهاالسلام) بخشى از احاديث را با ذكر منبع و مرجع آنها آورديم...
آنچه از اين گونه احاديث در رابطه با عصمت زهرا استفاده مىكنيم اينكه؛ اگر فاطمه عليهاالسلام معصوم نبود، چگونه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى مىكند؟! مگر مىتوان رضا و خشم اشخاص غير معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟!
ابن ابىالحديد پس از اعتراف بر اينكه فاطمه عليهاالسلام از جمله افرادى است كه آيهى تطهير بر عصمت او دلالت دارد در اين باره مىنويسد:
قوله عليهالسلام: فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل يدل على عصمتها، لانها، لوكانت ممن تقارف الذنوب لم يكن من يوذيها موذيا له على كل حال...
سخن پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد فاطمه عليهاالسلام كه مىفرمايند: هركس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و كسى كه مرا آزار دهد خدا را آزار داده است؛ دليل بر معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام است، زيرا؛ اگر فاطمه عليهاالسلام غير معصوم بود، اذيت او در تمام حالات، اذيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محسوب نمىشد...
پس نتيجه مىگيريم سخنان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، بالاتر از عصمت فاطمه عليهاالسلام را مىرساند، كه دانشمندان سنى و شيعه به آن اعتراف دارند و شعراى اسلامى نيز با اشعار خويش قول خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين باره به نظم آوردهاند:
و ان مريم احصنت فرجها - و جات بعيسى كبدر الدجى
فقد احصنت فاطم بعدها - و جات بسبطى نبى الهدى
مريم با پاكدامنى و عصمت خويش عيسى را به دنيا آورد كه مثل ماه درخشنده و نورانى بود. و زهرا نيز بعد از او پاك زيست و با مصونيت تمام دو نور ديدهى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را تحويل داد و چون از امام صادق عليهالسلام پرسيدند: چه كسى فاطمه عليهاالسلام را غسل داد؟ آن حضرت با استناد به معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام فرمودند:
غسلها اميرالمؤمنين لانها كانت صديقه، و لم يكن ليغسلها الا صديق
اميرالمؤمنين على عليهالسلام او را غسل داد، زيرا فاطمه عليهاالسلام معصوم بود و معصوم را جز معصوم نمىتواند غسل دهد.
چون سائل از اين جواب تعجب كرد، حضرت فرمودند: در مورد مريم نيز قضيه همين طور بود، او را كسى غسل نداد مگر حضرت عيسى.
ما در پايان از مجموع سخنان و احاديث اهلبيت و آيه شريفه تطهير و احتجاج اميرالمؤمنين و اعتراف دانشمند بزرگ اهل سنت و... نتيجه مىگيريم كه فاطمه عليهاالسلام مثل ساير حضرات معصومين، معصوم بود. و فضيلت او بر تمام پيامبران و ائمهى اطهار- جز پدرش رسول خدا و شوهرش اميرالمؤمنين- ثابت است.

|
+| نوشته شده توسط
سائل الزهرا (س)
|